سفارش تبلیغ
صبا ویژن
سرزنش بسیار، دل ها را کینه ور می کند و یارانرا می پراکَنَد . [امام علی علیه السلام]
طریق
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» دام های شیطان

دو دام شیطان

نیکى کردن به برادران دینى، خصوصاً شیعیان، از جمله مواردى است که ائمه اطهار(علیهم السلام)روى آن تأکید فراوان کرده اند و روایات متعددى در این زمنیه وجود دارد. امام صادق(علیه السلام)نیز در ادامه این روایت شریف مى فرماید: یا بْنَ جُنْدَب اِنَّ لِلشَّیطانِ مَصائدَ یَصْطادُ بها فَتَحامُوا شِباکَهُ و مَصائِدَهُ قلتُ یا بْنَ رسولِ اللّهِ و ما هِىَ؟ قال: اما مَصائِدُهُ فَصَدٌّ عَنْ بِرِّ الاِخوانِ، و اَمّا شِباکُهُ فَنَوْمٌ عَنْ قَضاءِ الصّلَواتِ الّتى فَرَضَهَا اللّهُ، اَما اِنَّهُ ما یُعْبَدُ اللّهُ بِمِثْلِ نَقْلِ الاَقْدامِ اِلى بِرِّالاِخْوانِ و زِیارَتِهِمْ، وَیْلٌ لِلسّاهینَ عَنِ الصَّلَواتِ، النّائِمینَ فِى الْخَلَواتِ الْمُسْتَهْزِئینَ بِاللّهِ وَ آیاتِهِ فىِ الفَتَراتِ.

شیطان دام هایى دارد که به وسیله آنها انسان ها را صید مى کند. از بزرگ ترین، عمومى ترین و مؤثرترین دام هایى که شیطان براى آدمیزاد مى گستراند، یکى این است که انسان را از خدمت کردن به دیگران، به ویژه برادران دینى خود باز مى دارد، دوم آن که کارى مى کند تا انسان نمازهایش را به موقع نخواند.

انسان ممکن است با انجام دادن واجبات و فرایض دینى خود فکر کند که به طور کامل به وظیفه اش عمل کرده است، در حالى که رفع نیازهاى مادى و معنوى برادران ایمانى نیز در حد توان از جمله وظایف دینى مسلمانان مى باشد. خصوصاً افرادى که فعالیت خاصى مثل تحصیل، تدریس، نویسندگى و... را انجام مى دهند، باید بدانند که وظایفى هم نسبت به دیگران، از جمله اقوام، همسایه ها، هم حجره اى ها و دوستان دارند، اما متأسفانه این گونه افراد به دلیل تمرکز روى یک فعالیت خاص، کم تر به این نکته توجه دارند و از انجام این وظیفه مهم غافل اند. این غفلتى است که اولاً، مقدمات آن را شیطان فراهم مى کند; ثانیاً، به ما القا مى کند که اصلا چیزى ندارى که بخواهى به دیگران کمک کنى; ثالثاً، ما را نسبت به نیازهاى دیگران بى تفاوت مى کند; یعنى حالتى را در ما ایجاد مى کند که با خود بگوییم به من ربطى ندارد که دیگران نیاز دارند یا ندارند، یا مى گوییم من زحمت کشیده ام و به اندازه رفع نیاز خودم چیزى را به دست آورده ام، آنها هم بروند زحمت بکشند تا محتاج دیگران نباشند. حضرت در ادامه مى فرماید: هیچ عبادتى بالاتر از این نیست که انسان در راه کمک کردن به برادران دینى خود قدمى بردارد، حتى اگر هم در این راه موفق به رفع نیاز آنها نگردد. نه تنها احسان و خدمت به برادران دینى بالاترین عبادت است، بلکه دیدار دوستان، البته اگر براى خدا باشد، نیز بالاترین عبادت است.

از دیگر دام هاى شیطانى، بازداشتن انسان از خواندن نماز اول وقت است. آنچه انسان را مستقیماً در مسیر تقرب الى الله به پیش مى برد، نماز است. نماز رابطه مستقیم بنده با خالق است. از جمله مسایلى که باعث مى شود انسان نتواند به درستى از نمازش استفاده کند، زیاد خوابیدن، دیر خوابیدن و بد خوابیدن است. وقتى انسان دیگر اهتمامى به خواندن نماز اول وقت نداشته باشد، نسبت به مسایل دین نیز بى اعتنا مى شود و کم کم کارش به جایى مى رسد که با دیده تمسخر به مناسک دینى مى نگرد: ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّواى أَنْ کَذَّبُوا بِ آیاتِ اللّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ;1 سرانجام کار آنان که به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که کافر شده و آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند. اگر خداى ناکرده انسان در این مسیر خطرناک قرار گرفت و نسبت به نماز بى اهمیت شد، در واقع با این کار مقدمات کافر شدن خود را فراهم ساخته است.

از جمله دلایل بى اعتنایى به دین و تمسخر آن، قرار گرفتن انسان در محیطى است که در آن جا عوامل انحراف و دنیاگرایى زیاد است به گونه اى که آیات الهى کم تر به گوش مى رسد، موعظه کم تر است و دست رسى به استاد و مربى مشکل است. قرآن کریم در مورد کسانى که عهد خدا و سوگند خود را به بهایى اندک مى فروشند، مى فرماید: أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الاْخِرَةِ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ;2 اینان را در دار آخرت بهره اى نیست و خدا از خشم با آنها سخن نگوید و به نظر رحمت در قیامت بدان ها ننگرد و از پلیدى گناه پاکیزه نگرداند و آنان را (در جهنم) عذاب دردناک خواهد بود.

از خداوند متعال مى خواهیم که ما را به وظایف خود آشنا و از شر وسوسه هاى شیطان دور سازد.


1. روم (30)، 10.

2. آل عمران (3)، (77).



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حق جو ( پنج شنبه 86/6/15 :: ساعت 8:0 عصر )
»» دام های شیطان

برنامه ریزى خواب

اگر ما به دستورات بیان شده در روایات عمل کنیم، مى توانیم نیاز بدنمان را به خواب با ساعات کم ترى تأمین کنیم; از جمله این که اگر ما قسمت عمده خواب خود را قبل از نیمه شب قرار دهیم، بسیار مفیدتر خواهد بود تا این که آن را به بعد از نیمه شب موکول کنیم. متأسفانه امروزه شرایط زندگى به گونه اى شده است که خواب بیش تر خانواده ها از نیمه شب به بعد است. در زمان پیامبر و ائمه اطهار(علیهم السلام) و برخى زمان هاى دیگر که مردم به دستورات اسلام و ائمه(علیهم السلام) عمل مى کردند، برنامه هر شب آنها به این صورت بود که اول مغرب نمازشان را به جماعت مى خواندند، سپس به منزل رفته و شام مى خوردند، مجدداً به مسجد برگشته و نماز عشا را مى خواندند و آن گاه به منزل رفته و مى خوابیدند. البته، امکانات و شرایط زندگى هم به گونه اى بود که به این برنامه کمک مى کرد; مثلا نبودن برق و تاریکى شب یکى از دلایل زودتر خوابیدن مردم بود.

خواب سرشب علاوه بر این که نیاز عمده بدن را تأمین مى کند، موجب مى شود تا انسان بتواند سحر با نشاط از خواب برخیزد و به عبادت بپردازد. طبیعى است کسى که تا نیمه هاى شب به تماشاى تلویزیون مى پردازد، نمى تواند چنین برنامه اى داشته باشد; زیرا خستگى و کسلى او حتى مانع از اداى به موقع فریضه صبح مى گردد.

در گذشته، مسلمانان کمبود خواب خود در شب را با خواب قیلوله در روز جبران مى کردند. این خواب که قبل از ظهر و حدود نیم ساعت به طول مى انجامید، از سویى، موجب برطرف شدن خستگى کار روزانه مى شد و از سوى دیگر، آمادگى لازم را در مسلمانان فراهم مى کرد تا با نشاط بیش ترى نمازظهر خود را به جا آورند. این شیوه زندگى، به مسلمانان کمک مى کرد تا از خوابیدن کم اما به موقع خود، بیش ترین بهره و نشاط لازم را ببرند.

اگر چه امروزه شرایط زندگى نسبت به گذشته تغییر کرده است، اما با برنامه ریزى درست و سعى و تلاش مى توانیم از اوقات زندگى خود حداکثر استفاده را ببریم، مثلا نباید وقت خود را صرف تماشاى فیلم هاى بى فایده و یا برنامه هاى سرگرم کننده اى کنیم که نه به درد دنیاى ما مى خورد و نه آخرتمان و چه بسا ضرر هم دارند. افرادى که احتیاج به مطالعه دارند، خصوصاً طلبه ها که عادت دارند اول شب مطالعه کنند، بهتر است قسمت عمده مطالعه خود را به آخر شب موکول نمایند. این کار باعث مى شود تا اولاً، به دلیل بازتر بودن و آمادگى بیش تر ذهن، استفاده بیش ترى از مطالعه عاید گردد و ثانیاً، فرصتى فراهم شود تا انسان به نافله شب و قرائت قرآن نیز بپردازد.

نکته دیگر این که صِرف کم خوابیدن در شب به تنهایى موضوعیت ندارد، بلکه نحوه سپرى کردن آن مهم است. هدف از بیدار ماندن، گپ زدن و انجام کارهاى لغو و بى فایده و یا خداى ناکرده کشیده شدن به سمت امور مشتبه نیست، بلکه براى پرداختن به عبادت فردى و خودسازى است: وَ مِنَ اللَّیْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَیْلاً طَوِیلاً;1 و شب را در نماز به سجده خدا پرداز و شب دراز را به تسبیح و ستایش او صبح گردان. وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً;2 و بخشى از شب بیدار و متهجد باش و نماز شب که بهره افزونى براى تو است به جاى آور، باشد که خدایت به مقام محمود (شفاعت) مبعوث گرداند.

از روایات و احادیث چنین برمى آید که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در طول شب چندین مرتبه مى خوابیدند و بیدار مى شدند. مستحب است که مؤمنان بعد از بیدار شدن در نیمه شب، ابتدا چهار رکعت نافله بخوانند و بعد استراحت کنند. مجدداً بیدار شوند و چهار رکعت دیگر بخوانند و باز استراحت کنند... . البته این برنامه براى کسانى است که بتوانند به خوبى از آن استفاده کنند به گونه اى که به کار و وظایف واجبشان لطمه اى وارد نیاید. کسانى که مى خواهند از دقایق عمرشان حداکثر استفاده را ببرند، باید براى کیفیت و تقسیم مطلوب آن نیز برنامه ریزى کنند. اما کسانى که دلشان مى خواهد وقتشان را طورى بگذرانند که حتى نفهمند عمرشان چگونه گذشته است، احتیاجى به برنامه ریزى ندارند; چرا که شیطان زمینه را به گونه اى فراهم مى کند که همواره سرگرمى هایى از قبیل جدول پر کردن، فیلم تماشا کردن، سخن لغو گفتن و... براى آنها مهیا باشد.

بر خلاف شب، که مخصوص خودسازى و انجام عبادات فردى است، روز براى عبادات جمعى و فعالیت هاى اجتماعى از قبیل تحصیل، تدریس، جهاد، کمک به مستمندان و...است. انجام بعضى از مشاغلى که جامعه به آنها نیاز دارد، علاوه بر این که واجب کفایى است، اگر به قصد قربت باشد، بزرگ ترین عبادت است. بنابراین مى توان گفت که کارهاى اجتماعى بیش تر در روز و کارهاى فردى و امورى که پنهانى بودن آنها مطلوب است، بیش تر در شب انجام مى شود. یکى از برنامه هاى شبانه پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)، حضرت على(علیه السلام) و سایر ائمه(علیهم السلام)رسیدگى به فقرا بود به گونه اى که شناخته نشوند. حال اگر ما از انجام این امور در شب عاجزیم، حداقل مى توانیم انفاق سرّى را جزو برنامه هاى روزمان قرار دهیم.


1. انسان (76)، 26.

2. اسراء (17)، 79.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حق جو ( چهارشنبه 86/6/14 :: ساعت 8:0 عصر )
»» دام های شیطان

لزوم پرهیز از افراط و تفریط در خوابیدن

در این جا، توجه به چند نکته لازم و ضرورى است. اول این که انسان باید ازافراط و تفریط به دور باشد. مثلا گاهى، افراد با شنیدن سفارش هایى که درباره کم خوابى شده است و یا با خواندن داستان هایى که از چگونگى غلبه بر خواب از بزرگان نقل گردیده، درصدد انجام آن امور برمى آیند و با این کار سلامتى خود را به خطر مى اندازند. به هرحال، بدن انسان احتیاج به استراحت دارد. یکى از نعمت هاى خدا این است که وسیله خواب و استراحت را براى انسان فراهم کرده است: وَ جَعَلْنا نَوْمَکُمْ سُباتاً;1 ما خواب را مایه راحتى و آرامش شما قراردادیم. مسلّماً خواب یکى از نعمت هاى الهى است که باید از آن به نحو مطلوب استفاده کرد. کسانى هستند که مبتلا به بى خوابى اند و براى رفع این حالت و این که مقدار کمى به خواب بروند، مرتب داروهایى را که عوارض جانبى هم دارند، مصرف مى کنند. بنابراین، داشتن خواب طبیعى نعمتى بزرگ است و نباید آن را از دست داد. سخن در این است که انسان بیش از حد لازم نخوابد و فعالیت هاى حیاتى خود از قبیل فکر کردن، کار کردن و... را تعطیل نکند. البته مقدار نیازى که افراد به خواب دارند با یکدیگر متفاوت است و بستگى به نوع مزاج افراد، سنین مختلف عمر، فعالیت هاى انسان و... دارد. معمولا افراد خودشان با تجربه اى که دارند و یا دستورى که پزشک به آنها مى دهد، نیاز بدن خود به خواب را مى دانند. بنابراین رعایت آن حداقل ها ضرورى است و انسان نباید با بى توجهى نسبت به آن، موجبات فراهم آمدن بیمارى مخصوصاً در سنین آخر عمر را فراهم آورد.

نکته دوم این است که سفارش و تأکید بر کم خوابیدن در شب به معناى زیاد خوابیدن در روز نیست; زیرا انسان به طورطبیعى شب ها مى خوابد و روزها کار مى کند. البته در بعضى از مناطق کره زمین که به طور متوالى چند ماه از سال شب و چند ماه دیگر روز است، انسان ها برنامه زندگى خود را به گونه اى تنظیم مى کنند که هم به خواب و هم به کارشان برسند. اما در بیش تر مناطق زمین که شب و روز متناوباً و با اندکى تفاوت و یا تساوى جا به جا مى شوند، انسان ها معمولا خوابشان را در شب و کارشان را در روز انجام مى دهند; چرا که روز براى فعالیت و تلاش و کوشش مناسب است: إِنَّ لَکَ فِی النَّهارِ سَبْحاً طَوِیلاً;2 و تو را در روز، آمد و شدى دراز است.

بنابراین، در این که وقت خواب شب است بحثى نیست، اما این که چقدر باید بخوابیم نکته اى است که پیش از این نیز متذکر شدیم و باید به آن توجه داشته باشیم; یعنى بدانیم که نیاز انسان ها به خواب با یکدیگر متفاوت است و این مسأله بستگى به شرایط زندگى افراد دارد. درست است که شب براى استراحت و آرامش قرار داده شده است، اما به این معنا نیست که از همان سر شب تا هنگام طلوع آفتاب بخوابیم. اجمالاً از دستورات قرآن چنین استفاده مى شود که نیاز انسان به خواب آن چنان زیاد نیست و مقدار کمى از شب براى استراحت و تجدید قوا لازم است. قرآن به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)مى فرماید: قُمِ اللَّیْلَ إِلاّ قَلِیلاً;3 تمام شب را به عبادت بپرداز مگر اندکى را. هم چنین قرآن در وصف متقین مى فرماید: کانُوا قَلِیلاً مِنَ اللَّیْلِ ما یَهْجَعُونَ وَ بِالاَْسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ;4 و از شب اندکى را خواب مى کردند و سحرگاهان از درگاه خدا طلب آمرزش و مغفرت مى کردند. اگر قرار بود که انسان نیمى از شبانه روز را به استراحت و خواب بپردازد، هیچ گاه قرآن چنین مسایلى را عنوان نمى کرد. از لحن و بیانات قرآن پیدا است که انسان احتیاج به خواب هاى طولانى ندارد.


1. نبأ (78)، 9.

2. مزمل (73)، 7.

3. همان، 2.

4. ذاریات (51)، 17ـ18.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حق جو ( سه شنبه 86/6/13 :: ساعت 8:0 عصر )
»» دام های شیطان

یَا ابْنَ جُندَب اَقِلَّ النومَ بِاللَّیلِ وَالکلامَ بِالنَّهارِ فَما فى الجَسَد شیىءٌ اَقلُّ شُکراً مِن العَیْنِ وَاللّسانِ فَاِنَّ اُمَّ سلیمان قالت لِسُلَیْمان(علیه السلام): یا بُنَىَّ ایّاکَ وَالنّومَ فَاِنَّهُ یُفْقِرُکَ یومَ یَحتاجُ الناسُ اِلى اعمالِهم. یَا ابْنَ جُنْدَب اِنَّ لِلشَّیطانِ مَصائِدَ یَصْطادُ بها فَتَحامُوا شِباکَهُ و مَصائِدَهُ قُلْتُ یَا ابْنَ رسولِ اللّه و ما هِىَ قال اَمّا مَصائِدُهُ فصَدٌّ عَنْ بِرِّ الاِخوانِ و اَمّا شِباکُهُ فَنَوْمٌ عن قَضاءِ الصَّلواتِ الّتى فَرَضَهَا اللّهُ. أَمَا اِنَّهُ ما یُعْبَدُ اللّهُ بِمِثْل نَقْلِ الاَقدامِ اِلى بِرِّ الاِخْوانِ و زِیارتِهِمْ وَیْلٌ لِلسّاهینَ عَنِ الصَّلَواتِ النّائِمینَ فِى الْخَلَواتِ اَلْمُسْتَهْزِئینَ بِاللّهِ وَ ایاتِهِ فِى الْفَتَراتِ «أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الاْخِرَةِ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ.»1

آثار سوء پرخوابى و پرحرفى

از جمله موضوعات مورد تأکید علماى اخلاق و ارباب سیر و سلوک، پرهیز از پرخوابى و پرحرفى است. این دو، موانعى مهم و رایج براى رسیدن به کمال معنوى و تقرب الى الله به شمار مى آیند. البته چیزهاى دیگرى مانند پرخورى نیز مانع رسیدن انسان به کمال معنوى مى گردد; اما در مورد آنها ممکن است بگوییم به سبب لذایذ یا منافعى که دارند توجه انسان را به خود جلب مى کنند. در حالى که امرى مانند خوابیدن، فى نفسه هیچ مطلوبیت و یا فایده اى حتى براى دنیاى انسان ندارد، مگر آن اندازه اى که موجب رفع نیاز انسان و تجدید قواى او براى پرداختن به وظایف واجبش مى گردد. بر خلاف لذّتِ خوردن که ممکن است براى انسان ایجاد انگیزه نماید، خوابیدن لذتى براى انسان ندارد، اگر هم لذتى داشته باشد، مربوط به مقدمات آن و یا موقعى است که انسان از خواب برمى خیزد. کسانى که از روى تنبلى و یا در اثر پرخورى زیاد مى خوابند، نه تنها از کمالات معنوى و انسانى محروم مى شوند، بلکه از وظایف دنیوى خود نیز باز مى مانند.

هم چنین یکى از کارهایى که انسان براى انجام دادن آن باید انرژى زیادى مصرف کند، حرف زدن است. سخنرانان و معلّمان، خصوصاً کسانى که از لحاظ جسمى ضعیف ترند، به این موضوع به خوبى واقف اند; زیرا پس از سخنرانى و یا تدریس آثار خستگى و از دست دادن انرژى را به وضوح در خود احساس مى کنند. حرف زدن زیاد باعث مى شود تا انسان از انجام اعمال مفید باز بماند. البته اگر مقصود از حرف زدن، تعلیم و موعظه و کمک کردن به دیگران باشد نه تنها مذموم نیست بلکه امرى لازم و ضرورى است، اما صِرف پرگویى و پرحرفى نه نفع دنیوى به دنبال دارد و نه نفع اخروى; حتى ممکن است انسان در اثر آن به لغزش هاى زیادى هم مبتلا شود که براى دنیاى او هم ضرر داشته باشد. در اثر همین پرگویى ها است که کدورت ها پیدا مى شود، تنش ها به وجود مى آید و از لحاظ معنوى هم انسان دچار گناهانى هم چون غیبت، تهمت و مفاسد دیگرى از این قبیل مى گردد. افرادى که به پرحرفى عادت کرده اند، از این کار خود لذت مى برند. ابتلاى به این عادت زشت که به دست خود انسان صورت مى گیرد، موجب به خطر افتادن منافع دنیوى و اخروى انسان مى گردد. بنابراین انسان باید مراقب باشد تا خداى ناکرده به پرخوابى و پرحرفى عادت نکند.

سفارش امام صادق(علیه السلام) به عبدالله بن جندب این است که، شب ها کم بخواب و روزها کم حرف بزن. حضرت در ادامه، کلامى را به این مضمون از مادر حضرت سلیمان(علیه السلام) خطاب به فرزندش نقل مى کند که، خوابیدن زیاد، روزى که محتاج به چیزى هستى که کسب نکرده اى تو را فقیر مى کند; یعنى روزى مى آید که تو به اعمالت احتیاج دارى اما به دلیل خوابیدن زیاد آن اعمال را انجام نداده اى و فقیر شده اى و دستت خالى است. اگر انگیزه انسان از خوابیدن رفع خستگى و تجدید قوانباشد، کار عاقلانه اى انجام نداده است; زیرا این کار به منزله تلف کردن بیهوده بخشى از عمر است. انسانى که خواهان عمرى طولانى است، با خوابیدن زیاد در واقع بخشى از زندگى اش را تعطیل مى کند.

عادت زشت دیگر، پرگویى است. کسانى که بى جهت به پر حرفى عادت کرده اند، به آسانى نمى توانند خودشان را کنترل کنند; زیرا سکوت کردن براى آنها به منزله زندانى شدن است!

امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: در بین اندام هاى بدن انسان هیچ کدام ناسپاس تر از چشم و زبان نیستند. انسان به هر عضوى از اعضاى بدن خود خدمت کند، متقابلا آن عضو هم خدمتى براى او انجام مى دهد. اما چشم و زبان این گونه نیستند; یعنى ما هر قدر بیش تر به این اعضا خدمت کنیم، آنها کم تر به ما خدمت خواهند کرد. چشمى که بسیارى از اوقات خواب است، چگونه مى تواند به ما خدمت کند؟ زبانى که زیاد حرف مى زند و انسان براى این کار انرژى زیادى مصرف مى کند، چه خدمتى براى ما انجام مى دهد؟ البته، اگر این کار نفعى براى ما داشته باشد، مثلا از زبان در انجام عبادت، وظیفه، موعظه و... استفاده کنیم، نه تنها کار بیهوده اى انجام نداده ایم، بلکه بهترین بهره را از آن برده ایم.


1. آل عمران (3)، 77.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حق جو ( دوشنبه 86/6/12 :: ساعت 8:0 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

علامه مصباح یزدی
ریشه تمام انحرافات از صدر اسلام تاکنون دلبستگی به دنیا است
علامه مصباح یزدی در دیدار جمعی از دانشجویان؛
فیلم دیده نشدهی عیادت عمار از عمار
برخی بستگان امام(ره) مانند 1400 سال قبل رفوزه شدند
آیت الله مصباح یزدی در مهدیه مشهد
آیت الله مصباح یزدی
زمینه ترقی و سقوط آدمی
علامه مصباح
آیت الله مصباح یزدی
باید خود را برای شبهات جدید فلسفی آماده کنیم
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 47
>> بازدید دیروز: 47
>> مجموع بازدیدها: 245227
» درباره من

طریق
حق جو
در این وبلاگ گزیده ای از نظرات آیت الله مصباح یزدی به صورت لینک منعکس می گردد.

» پیوندهای روزانه

پایگاه اطلاع رسانی آثار علامه مصباح یزدی [4]
فهرست کتب علامه مصباح یزدی [152]
[آرشیو(2)]

» فهرست موضوعی یادداشت ها
صمیمیت؛ محور ارتباط مؤمنین بارش رحمت در سایه محبت دو مؤمن .
» آرشیو مطالب
سال 85
بحث مشروعیت و مقبولیت
در باب ولایت فقیه
دوستان واقعی اهل بیت
محاسبه نفس
نگاه مؤمن به دنیا
نشانه هاى ایمان
دین و جهل دینی
ثمرات استقامت
شرط نجات بخش
خوف و رجا
شادی
دام های شیطان
چند کاستی اخلاقی
پاداشهایی بزرگ
شیعه از منظر امام صادق
گناه مغفور و نیکی مقبول
تبلیغات
سخنرانیها
مطالب متنوع
سال 87
سال 88
سال 89
بهار 90
تابستان 90
پاییز 90
زمستان 90
بهار 91
تابستان 91
پاییز 91
زمستان 91
بهار 92
تابستان 92
پاییز 92
زمستان 92
بهار 93
تابستان 93
پاییز 93
زمستان 93

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان





» طراح قالب
 – جنبش وبلاگی حامیان جبهه پایداری