سفارش تبلیغ
مسابقه صبح رسانه
مسابقه صبح رسانه
[ و بر مزار رسول خدا ( ص ) ، هنگام به خاک سپردن او گفت : ] شکیبایى نیکوست جز در از دست دادنت ، و بى تابى ناپسند است مگر بر مردنت . مصیبت تو سترگ است و مصیبتهاى پیش و پس خرد ، نه بزرگ . [نهج البلاغه]
طریق
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» گناه مغفور و نیکی مقبول

تمسک و اعتصام به خداوند

از جمله تعابیر به کار رفته در ادبیات قرآنى «تمسک به عروة الوثقى» است. در آیة الکرسى مى خوانیم: فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى.1در سوره لقمان نیز چنین آمده است: مَنْ یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى.2 ترجمه تحت اللفظى «عروة الوثقى» مى شود: «مطمئن ترین دستگیره». تمسک به عروة الووثقى یعنى چنگ زدن به مطمئن ترین دستگیره. در این تعبیر دقت و لطافتى نهفته است که شاید کم تر به آن توجه مى شود و آن، دقت در این مسأله است که توجه کنیم اصولا چه وقت انسان به دستگیره اى مى چسبد و به آن چنگ مى زند. در حالت عادى انسان داعى ندارد دستش را به چیزى بگیرد و در آن چنگ بیفکند. دست خود را به چیزى گرفتن و چنگ انداختن در آن در وقتى است که انسان با خطر سقوط مواجه باشد، وگرنه مادامى که شرایط عادى است و انسان راحت ایستاده یا نشسته و احساس امنیت مى کند، به چیزى چنگ نمى زند.

قرآن با تعبیر «عروة الوثقى» مى خواهد این مطلب را به ما القا کند که اى انسان متذکر باش که تو هر آن در معرض سقوط هستى، گویى هر لحظه میان زمین و آسمان رهایى، که اگر به دستگیره اى محکم نچسبى سقوط و هلاکتت حتمى است. دره هولناکى پر از آتش در زیر پایت دهان گشوده که اگر لحظه اى غفلت کنى در آن سقوط خواهى کرد; دره اى به نام جهنم، با آتشى ابدى و بسیار سوزان. از سوى دیگر، در چنین وضعیتى، یک راه نجات بیشتر ندارى و آن تمسک به محکم ترین و مطمئن ترین دستگیره عالم، یعنى خداى متعال است.

اگر انسان چنین حالى پیدا کند که پیوسته خود را در معرض چنین خطر و سقوط هولناکى ببیند و تنها راه نجاتش را نیز در چسبیدن به دستگیره الهى بیابد، آن گاه حالت تسلیم نسبت به ذات اقدس حق در او پیدا مى شود و خود را تسلیم خدا مى کند; چرا که مى بیند تنها راه نجات او از این آتش سوزان و عذاب جاودان، گرفتن ریسمان محکم الهى است. این جا است که عاجزانه درخواست مى کند که: خدایا مرا نگه دار.

هم چنین طبیعى است، انسانى که در چنین وضعیت گرفتارى و بیچارگى گیر کرده و نجات بخشى غیر از خدا نمى یابد، کارى به غیر از گفته او نخواهد کرد و «محسن» و نیکوکار خواهد شد: وَ مَنْ یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى;3و هرکس خود را ـ در حالى که نیکوکار باشد ـ تسلیم خدا کند، قطعاً در ریسمانى استوارتر چنگ زده است.

تعبیر دیگرى که شبیه «عروة الوثقى» است و آن هم در قرآن آمده، «اعتصام به حبل اللّه» است. در سوره آل عمران مى خوانیم: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً.4 در جاى دیگر مى فرماید: مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلى صِراط مُسْتَقِیم;5 هرکس به خدا پناهنده شود محققاً به راه راست هدایت شده است.

«اعتصام» یعنى پناهنده شدن به چیزى. براى نجات از مهالک دنیوى و اخروى باید به دامان الهى پناهنده شویم و جز این راهى نداریم. اگر کسى واقعاً چنین احساسى پیدا کرد و به این جا رسید که با تمام وجود دریافت که پناهى جز دامان الهى ندارد، طبیعتاً خود را به دامان او خواهد انداخت و این جا است که همه کارهاى او اصلاح خواهد شد: مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلى صِراط مُسْتَقِیم.

شیطان هنگامى بر انسان مسلط مى گردد که انسان از خدا غافل شود; اما کسى که هر آن خود را میان زمین و آسمان معلّق مى بیند و هر لحظه خطر سقوط را کنار گوش خود احساس مى کند، و مى بیند که پناهى جز خدا و دست گیرى جز او نیست، چنین انسانى یک لحظه نیز از خدا غافل نخواهد شد. غفلت زمانى پیش مى آید که انسان از این وضعیت و شرایط پر مخاطره خود غافل شود. از آن سو نیز انسان اگر پیوسته دست به دامان الهى و متمسک به حبل اللّه شد، آن گاه از زمین فاصله مى گیرد و در ملکوت بالا مى رود و اوج مى گیرد: یا بن جندب... وَ اسْتَمْسِکْ بالعُروَةِ الوُثْقى وَ اعْتَصِمْ بالهُدى... فَمَنِ اهْتَدى یُقْبَلُ عَمَلُهُ و صَعِدَ اِلَى المَلَکوتِ.

همه اینها وقتى رخ مى دهد که انسان به «یقین» رسیده باشد. وقتى یقین کرد جهنمى هست جاودان، و راه فرار و نجات از آن نیز پناه بردن به خدا است، آن گاه به سراغ خدا مى رود، دستورات او را آویزه گوش خود قرار مى دهد، عملش را نیکو و صالح مى کند، دل و قلبش مملو از ایمان به خدا مى شود و با تمام وجود در مقابل خدا خشوع مى کند: فَلا یُقْبَلُ اِلاّ الایمانُ و لا ایمانَ الاّ بِعمل و لا عَمَلَ الاّ بِیقین و لایقینَ اِلاّ بِالخُشوعِ و مِلاکُها کُلُّها اَلْهُدى فَمَنِ اهْتَدى یُقْبَلُ عَمَلُهُ و صَعِدَ الى المَلَکوتِ مُتَقَبَّلا «وَ اللّهُ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى صِراط مُسْتَقِیم».

امیدواریم خداى متعال توفیق هدایت و رسیدن به این مقامات عالى و ملکوت اعلایش را به همه ما مرحمت فرماید.


1. بقره (2)، 256.

2. لقمان (31)، 22.

3. لقمان (31)، 22.

4. آل عمران (3)، 103.

5. همان، 101.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حق جو ( شنبه 86/6/31 :: ساعت 8:0 عصر )
»» گناه مغفور و نیکی مقبول

خلوص حتى در محبت

حضرت مى فرمایند: یَا بْنَ جُنْدَب اَحْبِبْ فِى اللّهِ و اَبْغِضْ فِى اللّهِ; اى پسر جندب، دوستى کن به خاطر خدا و دشمنى کن به خاطر خدا; یعنى غیر از اعمال و رفتار ظاهریت، حتى حب و بغضت، دوستى و دشمنى ات ـ که امرى قلبى و درونى است ـ باید براى خدا باشد. اگر کسى را دوست مى دارى فقط و فقط به انگیزه الهى باشد و اگر کسى را هم دشمن مى دارى آن هم تنها براى جلب رضایت الهى باشد.

باید اذعان کرد که این، کارى است بس مشکل، به خصوص که انسان بخواهد همه دوستى ها و دشمنى هایش این گونه باشد. با این همه، در مراتب کمال و سیر و سلوک، انسان مى تواند و باید سعى کند به مرحله اى برسد که نه تنها اعمال ظاهریش، نماز و روزه و انفاقش، که محبت و کینه اش نیز براى خدا باشد. محبت و کینه امرى قلبى است و این که انسان کارى بکند که در دوستى و دشمنى اش نسبت به دیگرى فقط خدا را در نظر بگیرد و ذره اى غیر خدا مطرح نباشد، نمى گویم غیرممکن، ولى البته بسیار دشوار است و تلاش بسیارى مى طلبد و تا خداوند کمک نکند انسان خود نمى تواند به چنین درجه اى برسد. بسیار کمند کسانى که به این حد رسیده باشند و محبتشان صد در صد خالص «فى اللّه» باشد. اما در هر صورت انسان نباید ناامید باشد و بایستى براى رسیدن به چنین مقامى تلاش خود را انجام دهد; در این صورت خداوند نیز کمک خواهد کرد و ان شاء اللّه توفیقات خاص خود را شامل انسان خواهد نمود.

باید توجه داشت این که مى گوییم، محبتمان صد در صد براى خدا باشد، به این معنا نیست که غیر از خدا کسى را دوست نداشته باشیم، بلکه منظور این است که یک محبت اصیل بیشتر نباید در وجود ما باشد و بقیه محبت ها در سایه و در شعاع این محبت قرار داشته باشند; مثلا اگر پدر و مادر را دوست داریم، نه چون پدر و مادرمان هستند و با آنها رابطه خونى و نَسَبى داریم، بلکه به این دلیل باشد که خداوند فرموده است: وَ قَضى رَبُّکَ أَلاّ تَعْبُدُوا إِلاّ إِیّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً،1 یا این که: أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ.2 دوستى زن و همسر و فرزند و بستگان و دوستان نیز مى تواند به همین صورت باشد. ما اگر حتى پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام) را دوست داریم از آن جهت است که آنان دوستان خدا هستند و خدا آنان را دوست دارد و ما را به دوستى آنان امر فرموده است: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى.3 اگر ـ العیاذ بالله ـ خداوند اهل بیت(علیهم السلام) را دوست نمى داشت، ما چه محبتى نسبت به آنها مى داشتیم؟

به هرحال اگر انسان توانست به مقامى برسد که قلبش سراسر مملو از محبت خداوند شود و ذره اى محبت غیر خدا در آن نباشد، آن گاه به آن جا مى رسد که فرمود: قَلْبُ المؤمنِ عرشُ الرّحمن.4 این که فرموده اند قلب مؤمن عرش خداوند است، چنین قلبى منظور است، نه هر قلب و دل آلوده و ناپاکى. تا هنگامى که در انسان آلودگى و محبت دنیا، هوس ها، علایق و محبت هاى شیطانى وجود دارد خداوند آن را عرش خود قرار نخواهد داد. راه رسیدن به چنان مقامى نیز چنگ زدن به دستگیره محکم الهى، پناه بردن به دامان خداوند و استعانت از ذات اقدس او است.


1. اسراء (17)، 23.

2. لقمان (31)، 14.

3. شورى (42)، 23.

4. بحارالانوار، ج 58، باب 4، روایت 61.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حق جو ( جمعه 86/6/30 :: ساعت 8:0 عصر )
»» گناه مغفور و نیکی مقبول

ریا فاسد کننده اعمال

و کُلُّ الْبِرِّ مَقبولٌ الاّ ما کان رِئاءً; هر کار خوبى قبول مى شود مگر آنچه که ریا باشد. در توضیح این جمله باید بگوییم، کارهایى که انسان انجام مى دهد از دو حال خارج نیستند: یا آنها را به انگیزه الهى و براى رضا و خشنودى خداوند انجام مى دهد، یا به اغراضى دیگر. یکى از رایج ترین اغراض غیرالهى، تظاهر و خودنمایى است که در معارف اسلامى از آن به «ریا» تعبیر مى شود; یعنى انسان کارى را براى این که دیگران ببینند و خوششان بیاید و از او تعریف کنند، انجام دهد. حضرت مى فرمایند، اگر در کارى انگیزه ریا و خودنمایى نباشد، آن عمل ذاتاً قابل این هست که مورد قبول درگاه الهى واقع شود، اما عمل ریایى اصلا ذاتاً چنین قابلیتى ندارد و به هیچ وجه مورد قبول واقع نخواهد شد.

البته نیت الهى در کار داشتن نیز مراتب دارد که در یکى از جلسات گذشته به مناسبت اشاره اى به آن داشتیم، ولى به هرحال هریک از این مراتب را که داشته باشد، چون اصل نیت درست است، خداوند آن را قبول مى کند. در مقابل، کار ریایى هرقدر هم که مهم باشد، حجم زیادى داشته باشد و براى انجام آن زحمت زیادى کشیده شده باشد، خداى متعال هرگز آن را قبول نخواهد کرد.

در ادامه، حضرت به موردى اشاره مى کنند که انگیزه الهى داشتن در آن و عارى بودن آن از ریا و به خاطر غیرخدا نبودنش از سایر کارها مشکل تر است. به علاوه، ریاى در آن نسبت به سایر کارها کم تر مشهود است و حتى ممکن است امر بر خود انسان مشتبه شود و در جایى تصور کند که انگیزه الهى دارد در حالى که واقعاً این گونه نیست; و آن مسأله حبّ و بغض است.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حق جو ( پنج شنبه 86/6/29 :: ساعت 8:0 عصر )
»» گناه مغفور و نیکی مقبول

یَا ابْنَ جُنْدَب کُلُّ الذُّنوبِ مَغْفورةٌ سِوى عُقُوقِ اَهْلِ دَعْوَتِکَ وَ کُلُّ الْبِرِّ مقبولٌ اِلاّ ما کانَ رِئاءً. یَا ابْنَ جُنْدَب اَحْبِبْ فِى اللّهِ و اَبْغِضْ فى اللّهِ وَ اسْتَمْسِکْ بِالْعُرْوَةِ الوُثْقى وَ اعْتَصِمْ بِالْهُدى یُقْبَلُ عَمَلُکَ فَاِنَّ اللّهَ یَقولُ « وَ إِنِّی لَغَفّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى»1 فَلا یُقْبَلُ اِلاّ الایمانُ و لا ایمانَ الاّ بِعمل و لا عَمَلَ الاّ بِیقین و لایقینَ اِلاّ بِالخُشوعِ وَ مِلاکُها کُلُّها اَلْهُدى فَمَنِ اهْتَدى یُقْبَلُ عَمَلُهُ و صَعِدَ الى المَلَکوتِ مُتَقَبَّلا «وَ اللّهُ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى صِراط مُسْتَقِیم»2.

آمرزش تمام گناهان

اولین جمله این بخش از روایت شریف این است که مى فرماید: کُلُّ الذُّنوبِ مغفورةٌ سِوى عُقوقِ اَهْلِ دَعْوَتِک; هر گناهى آمرزیده مى شود مگر جفاکردن در حق برادران ایمانى ات. درباره آمرزش گناهان در قرآن کریم داریم که مى فرماید: إِنَّ اللّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ;3 مسلّماً خدا این را که به او شرک ورزیده شود، نمى بخشاید و غیر از آن را براى هرکسى بخواهد، بخشاید. مطابق این آیه، خداوند هرگناهى را مى آمرزد، یا به تعبیر دیگر، امکان این که خداوند آن را بیامرزد وجود دارد، مگر گناه شرک; شرک گناهى است که خدا آن را نمى آمرزد. البته این هم که مى فرماید ،شرک را نمى آمرزد، منظور این است که کسى مشرک از دنیا برود، وگرنه اگر کسى قبلاً مشرک بوده و بعد توبه کرده و موحد شده است، خداوند گناهش را مى آمرزد; کما این که هرگناهى با توبه قابل آمرزش است. بنابراین منظور از این که مى فرماید، گناه شرک آمرزیده نمى شود، این است که این گناه را جبران نکند و بدون توبه از دنیا برود.

اما سایر گناهان چطور؟ آیا سایر گناهان هم این طور است که اگر انسان بدون توبه از آنها از دنیا برود به هیچ وجه آمرزیده نمى شود؟ این آیه مى فرماید، سایر گناهان این گونه نیستند و ممکن است با وجود این که شخص در این دنیا آن را جبران نکرده و توبه ننموده است، خداوند آن گناه را بیامرزد; مثلا گناهان صغیره را قرآن مى فرماید خداوند مى آمرزد: إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ;4 اگر از گناهان بزرگى که از آنها نهى شده اید دورى گزینید، بدى هاى شما را مى زداییم. در توضیح و تفسیر این آیه گفته شده است که منظور آن است که اگر شخص از گناهان بزرگ (کبیره) اجتناب ورزد، در صورت ارتکاب گناهان کوچک (صغیره) خداوند آنها را مى آمرزد. هم چنین در آیه دیگرى مى فرماید: الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّکَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ;5 آنان که از گناهان بزرگ و زشت کارى ها، جز لغزش هاى کوچک، خوددارى مىورزند، پروردگارت نسبت به آنها فراخ آمرزش است. از این آیه نیز استفاده شده است که به شرط خوددارى از ارتکاب کبایر، خداوند گناهان کوچک را مى بخشد. البته باید توجه داشت که خودِ اصرار ورزیدن بر انجام گناه صغیره، گناه کبیره محسوب مى شود. در هر حال، گناه صغیره را گرچه انسان از آن توبه نکرده باشد خداوند مى آمرزد.

و اما در مورد گناهان کبیره، اگر انسان از آن توبه کند روشن است که آمرزیده مى شود و بحثى ندارد. بحث در جایى است که انسان بدون توبه از آنها از دنیا برود. امام صادق(علیه السلام) در این روایت مى فرمایند در این جا نیز امید آمرزش وجود دارد، همان گونه که مفاد آیه شریفه: إِنَّ اللّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ... نیز همین است. در این باره، خلاصه بحث این است که چنین کسى اگر شرایط شفاعت را داشته باشد، در مراحل مختلفى که از سکرات موت تا قبر و برزخ و قیامت وجود دارد، سرانجام در یکى از این مراحل آمرزیده خواهد شد. البته این که شرایط شفاعت چیست خود بحثى مستقل است که در این مقال نمى گنجد; اما به هرحال چنین کسى، گرچه پس از ده ها یا صدسال معذّب بودن، سرانجام به نجات و رهایى خواهد رسید.

امام صادق(علیه السلام) در این روایت ضمن تأکید بر اصل کلى آمرزش همه گناهان، مى فرماید این قاعده یک استثنا دارد و آن عبارت است از جفا کردن در حق برادران ایمانى: کُلُّ الذُّنوبِ مَغْفورةٌ سِوى عُقوقِ اَهْلِ دَعْوَتِکَ. «عقوق» از ریشه «عقّ» به معناى آزار و اذیت و بدرفتارى کردن است. روشن است که بدرفتارى با برادران ایمانى و آزار و اذیت کردن آنان موجب تضییع حقوق آنها و جفاى به آنان مى شود. بنابراین معناى این سخن امام صادق(علیه السلام) این است که هر گناهى آمرزیده مى شود، مگر آنچه موجب تضییع حقوق برادران ایمانى و جفاى به آنان گردد. سرّ مطلب هم که آمرزیده نمى شود این است که چون حق الناس است. حق الناس حتى با توبه هم آمرزیده نمى شود و انسان باید صاحب حق را راضى کند و از او حلّیّت بطلبد.


1. طه (20)، 82.

2. بقره (2)، 213.

3. نساء (14)، 48.

4. نساء (4)، 31.

5. نجم (53)، 32.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » حق جو ( چهارشنبه 86/6/28 :: ساعت 8:0 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

علامه مصباح یزدی
ریشه تمام انحرافات از صدر اسلام تاکنون دلبستگی به دنیا است
علامه مصباح یزدی در دیدار جمعی از دانشجویان؛
فیلم دیده نشدهی عیادت عمار از عمار
برخی بستگان امام(ره) مانند 1400 سال قبل رفوزه شدند
آیت الله مصباح یزدی در مهدیه مشهد
آیت الله مصباح یزدی
زمینه ترقی و سقوط آدمی
علامه مصباح
آیت الله مصباح یزدی
باید خود را برای شبهات جدید فلسفی آماده کنیم
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 64
>> بازدید دیروز: 47
>> مجموع بازدیدها: 245244
» درباره من

طریق
حق جو
در این وبلاگ گزیده ای از نظرات آیت الله مصباح یزدی به صورت لینک منعکس می گردد.

» پیوندهای روزانه

پایگاه اطلاع رسانی آثار علامه مصباح یزدی [4]
فهرست کتب علامه مصباح یزدی [152]
[آرشیو(2)]

» فهرست موضوعی یادداشت ها
صمیمیت؛ محور ارتباط مؤمنین بارش رحمت در سایه محبت دو مؤمن .
» آرشیو مطالب
سال 85
بحث مشروعیت و مقبولیت
در باب ولایت فقیه
دوستان واقعی اهل بیت
محاسبه نفس
نگاه مؤمن به دنیا
نشانه هاى ایمان
دین و جهل دینی
ثمرات استقامت
شرط نجات بخش
خوف و رجا
شادی
دام های شیطان
چند کاستی اخلاقی
پاداشهایی بزرگ
شیعه از منظر امام صادق
گناه مغفور و نیکی مقبول
تبلیغات
سخنرانیها
مطالب متنوع
سال 87
سال 88
سال 89
بهار 90
تابستان 90
پاییز 90
زمستان 90
بهار 91
تابستان 91
پاییز 91
زمستان 91
بهار 92
تابستان 92
پاییز 92
زمستان 92
بهار 93
تابستان 93
پاییز 93
زمستان 93

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان





» طراح قالب
 – جنبش وبلاگی حامیان جبهه پایداری