آنچه را نمی دانی مگو که در خبر دادنت از آنچه می دانی متهم می شوی . [امام علی علیه السلام]
ط ری ق
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • پارسی یار
  • در یاهو
  •    1   2   3      >

    تاریخچه فرهنگی نهضت امام در گفت‌گو با آیت‌ا...مصباح یزدی:
    رابطه ما با امام(ره) رابطه مریدی و مرادی بود


    اشاره: ماهنامه مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران اخیراً گفت‌وگوی نسبتاً مفصلی با آیت‌ا... مصباح‌یزدی انجام داده است که نظر به اهمیت آن اولین قسمت این مصاحبه تقدیم حضورتان می‌شود.


    با امتنان فراوان از حضرتعالی که پذیرای این گفت و گو شدید، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران در نظر دارد برای حضور جدی تر در عرصه پژوهش های تاریخی و مطبوعاتی، ماهنامه ای را منتشر کند.در این ماهنامه، بنابر این است که نقاط حساس سه برهه مهم از تاریخ معاصر، یعنی دوران قاجار، دوران پهلوی و دوران انقلاب و برقراری نظام اسلامی، با اتکای به اسناد و ناگفته های مرتبط با هر مقطع و رویداد، مورد بازبینی قرار گیرند؛از این روی در آغاز بحث، شنیدن رهنمودهای فرهنگی و تاریخی جنابعالی برای ما مغتنم است.


    ضمن عرض خوشامد به شما و دعا برای موفقیت شما در خدمت به نظام اسلامی‌و حفظ اسناد و تاریخ صحیح انقلاب، همان طور که می‌دانید تحریف تاریخ چیزی است که سابقه بسیار طولانی‌ای دارد و کمتر جامعه‌ای و نحله ای است که به این آسیب مبتلا نشده باشد. نمونه بارز آن تحریف تمام ادیان آسمانی است. ما امروز از ادیان گذشته هیچ دین دست نخورده‌ای نداریم. دو تا دین ابراهیمی معروف هست که کم و بیش با محیط اسلامی‌و خاورمیانه ارتباط داشتند و قاعدتا می‌بایست اسنادشان محفوظ می‌ماندند.حتی در قرآن کریم اشاره شده که علمای این ادیان موظف بودند که حقایق این دین را حفظ کنند، «استحفظوا من کتاب ا...» یعنی حفظ کتاب الهی از اینها خواسته شده. اما به رغم اینها، تورات دچار تحریف‌های رسوائی شده و تناقض‌هائی در آن وجود دارد که در شان یک انسان صالح متعارف هم نیست، چه رسد به انبیاء. واقعا هر کس که مروری بر تورات بکند، می‌فهمد که نمی‌تواند کتاب خدا باشد. از انجیل حضرت عیسی(ع) هم که هیچ خبری نیست و آنچه هم که به نام کتاب عهد جدید بین مسیحیان رایج است، به ادعای خودش، نوشته‌های شاگردان حضرت عیسی(ع) است که در آن هم تناقص‌هائی وجود دارد و البته بسیاری از مسحیان هم ادعا ندارند که این کتاب خداست؛بنابراین تحریف در ادیان، موضوع سابقه‌داری است. این مهم‌ترین نمونه تحریف در تاریخ است، با اینکه قداست دین اقتضا می‌کند که چنین نشود و خدا هم علمای دین را مکلف کرده که اصالت دین را حفظ کنند، با این همه چنین انحرافاتی پیدا شده است. خوشبختانه و به فضل الهی ضمانت شده بود که در قرآن تحریفی واقع نشود و نشد. این را خدا ضمانت کرد، زیرا آخرین کتاب الهی است و برای اتمام حجت، می‌بایست سالم بماند، اما در زمان پیامبر اکرم (ص) فرمایشات خود ایشان را تحریف کردند. بعد از رحلت ایشان که الی ماشاءا... و خود ایشان هم پیش‌بینی کردند که: «قدکثرت علیّ الکذابه` ستکثر» و سفارش کردند آنچه را که از من نقل می‌کنند با کتاب خدا مقایسه کنید، اگر چیزی برخلاف کتاب خدا بود، ‌من نگفته‌ام. «اضربوا علی الجدار»، یعنی آن را به دیوار بزنید، چون ایشان پیش‌بینی می‌کردند که چنین تحریفاتی واقع می‌شود، پیشاپیش چنین دستوراتی دادند.همین طور هم درباره فرمایشات ائمه اطهار سلام‌ا... علیهم اجمعین. در کتاب‌های رجال درباره بعضی راویان داریم: «کذاب وضاع» و امثالهم، اینها همه نشانه این است که این یک سنت سیئه شیطانی است که از دیرباز در بین انسان‌ها وجود داشته. این شگردی شیطانی است که به بنی آدم یاد داده شده، ‌البته اگر خودشان بلند نبوده باشند!از اول انقلاب هم این خطر احساس می‌شد که تحریفاتی انجام بگیرد، اسناد جا به ‌جا و یا گم شوند، تغییراتی در آنها ایجاد شود.


    ادامه مطلب...

    حق جو ::: چهارشنبه 19/4/1387::: ساعت 12:25 صبح

    بخش اول گفتگوی نشریه یادآور با آیت الله مصباح درباره آشنایی وی با امام(ره) و مبارزات انقلابی روز گذشته منتشر شد، بخش دوم این گفتگو در ادامه آمده است:


    در ادامه مقطع تاریخی که درباره‌اش صحبت می‌کنیم، سئوالی هست که به شخص حضرتعالی مربوط می‌شود.


     امام دستور توسعه مؤسسه را داد/ از التقاط بریدیم نه از نهضت امام


    مسلماً شما علاقه ندارید در مورد مسائلی که به خودتان مربوط هست و تلاش‌های ارزشمندی که در گذشته داشته‌اید، صحبت کنید، اما من تصور می‌کنم خوانندگان مایل باشند برای یک بار هم که شده پاسخ این سئوال را بشنوند. بعد از تبعید حضرت امام، جنابعالی علاوه بر همکاری با بعثت، نشریه انتقام را منتشر می‌کردید که با توجه به آن شرایط، شنا کردن در خلاف جهت آب و بسیار خطرناک بود. در آن شرایط که صداها در گلو خفه شده بود و کسی جرأت نمی‌کرد حرفی بزند، سرمقاله های آن نشریه بسیار عجیب بودند. حضرتعالی در آن مقطع با چه تحلیلی به این نتیجه رسیدید که چنین نشریه‌ای باید منتشر شود؟ از آن طرف برخی مدعی شده‌اند که پس از گذشت مقطعی، جنابعالی در ارتباط با نحوه پیگیری مبارزه به باورهای جدیدی رسیدید و پرداختن به کارهای فرهنگی و فاصله گرفتن از کارهای مبارزاتی را در پیش گرفتید. دیدگاهتان را در این مورد بیان بفرمائید.


    ادامه مطلب...

    حق جو ::: سه‏شنبه 4/4/1387::: ساعت 11:27 عصر

    خاطراتی را که از آغاز نهضت و تاملاتی را که با حضرت امام داشتید، بیان بفرمائید.


     


    جریان نهضت که معلوم است و چیزی نیست که بنده بخواهم دوباره ذکر کنم و تاریخ آن متواتر است که از مسئله تصویب نامه دولت علم شروع شد. مراجع عکس‌العمل‌های خاصی نشان دادند، اما عکس‌العمل امام جدی تر و در حدّ سخنرانی در مسجد اعظم بود. ایشان تنها به اعلامیه اکتفا نکردند، بلکه یک حرکت علنی عمومی را شروع کردند. قبلاً هم به بازاری ها اطلاع داده و هماهنگی شده بود که من دقیقاً نوع ساز و کارش را نمی‌دانم و یادم نیست که به چه وسیله‌ای این کار انجام شد، اما بودند کسانی از معتمدین و سران بازار که به امام ارادت داشتند، بیشتر این ارادت هم از جهت شرکت در درس اخلاق امام بود و وقتی فهمیدند ایشان می‌خواهند پا به میدان بگذارند و سخنرانی مهمی داشته باشند، مردم و طلبه‌ها به شکل گسترده ای آمدند و ایشان سخنرانی مفصّلی در مورد مسائل روز ایراد کردند.


     


    حرکت امام نسبت به سایر مراجع و علما بسیار عمیق‌تر بود و معلوم می‌شد که ایشان مسئله را خیلی جدی گرفته‌اند. مسئله 15 خرداد مدرسه فیضیه و باقی رویدادها را که همه می‌دانند و نیازی به ذکر مجدد نیست. اولین عکس‌العملی که دستگاه نشان داد، در روز وفات امام صادق سلام‌الله علیه بود که مرحوم آیت‌الله گلپایگانی در مدرسه فیضیه، مجلس عزاداری گرفته بودند و مرحوم آقای حاج انصاری قمی منبر ‌رفت. کماندوها به آنجا ریختند و طلبه‌ها را زدند.


     


    به هر حال از آن وقتی که امام حرکت سیاسی‌شان را شروع کردند، عموم طلبه‌ها، حتّی کسانی که وارد این مسائل نمی‌شدند و سرشان توی لاک خودشان بود، احساس مسئولیت کردند. از آن به بعد بود که ما در واقع به عنوان حمایت از حرکت امام به منزل ایشان می‌رفتیم و ایشان در صحن حیاطشان نماز جماعت می‌خواندند و ما کسب فیض می کردیم. بعد هم هرگاه مراسمی بود، مثل همه طلبه‌ها ما هم می‌رفتیم.


    ادامه مطلب...

    حق جو ::: سه‏شنبه 4/4/1387::: ساعت 11:11 عصر

    اشاره: پس از سر برآوردن نخستین جوانه های نهضت اسلامی، طیفی از آینده نگرترین شاگردان امام در عین اعتقاد به لزوم پیگیری نهضت در عرصه مبارزات سیاسی، همواره در صدد تدوین مبانی نظری مبارزه و حکومت اسلامی و نیز پیرایش مداوم آن از آفت التقاط بودند.این رویکرد عوارضی داشت که درآویختن با عوامل پنهان و پیدای انحراف در لباس انقلابیگری و نیز متهم شدن به بی اعتقادی به اساس مبارزه، از جمله مهم ترین آنهاست.


     


    آیت الله محمدتقی مصباح یزدی که پس از 8 سال رویگردانی از هر گونه مصاحبه ای با مطبوعات، به گفت و گو نشست، هر چند ماهیت جریان تئوری پردازی حکومت اسلامی در حوزه را به خوبی موشکافی کرد و تفاوت های رویکرد آن را با مبارزین فعال سیاسی برشمرد، اما کماکان و به شیوه مالوف خویش، در مقام دفاع از اتهاماتی که در این باره متوجه وی می شود، تنها به اشاراتی اکتفا کرد که همانها به قدر کفایت، گویا هستند. در ادامه بخش اول گفتگو با آیت الله مصباح که طی روزهای آینده در نشریه یادآور منتشر می شود، آمده است. با سپاس از دست اندرکاران این نشریه.


     


    با امتنان فراوان از حضرتعالی که پذیرای این گفت و گو شدید، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران در نظر دارد برای حضور جدی تر در عرصه پژوهش های تاریخی و مطبوعاتی، ماهنامه ای را منتشر کند.در این ماهنامه، بنابر این است که نقاط حساس سه برهه مهم از تاریخ معاصر، یعنی دوران قاجار، دوران پهلوی و دوران انقلاب و برقراری نظام اسلامی، با اتکای به اسناد و ناگفته های مرتبط با هر مقطع و رویداد، مورد بازبینی قرار گیرند؛از این روی در آغاز بحث، شنیدن رهنمودهای فرهنگی و تاریخی جنابعالی برای ما مغتنم است.


     ادامه مطلب...

    حق جو ::: سه‏شنبه 4/4/1387::: ساعت 11:10 عصر










      آیت‌الله مصباح یزدی
    عده‌ای برای خود امپراطوری اقتصادی ایجاد کرده‌اند


     اشاره:متن زیر گفتگو با آیت‌الله مصباح یزدی در مورد مسائل بنیادین و زیربنایی اقتصاد است. در این گفتگو وی بر لزوم درک زمینه‌های جهانی و روابط بین‌الملل برای پایه‌ریزی بنیان‌های اقتصاد اسلامی تاکید کرده است.


     خبرگزاری موج در گفتگویی دوستانه و صمیمانه پای صحبت این عالم وارسته نشسته است تا چالش‌های اقتصادی جمهوری اسلامی را چه از دیدگاه اقتصاد اسلامی و مبنایی و چه از دیدگاه راهبردی بررسی کند.


     اجرایی شدن اصل 44 قانون اساسی چه میزان می‌تواند به تحقق اهداف در نظر گرفته شده حکومت اسلامی به ویژه عدالت کمک کند؟


     تحقق اصل 44 قانون اساسی در زمره اهداف عالیه انقلاب اسلامی است و آن هم به این دلیل که حکومت اسلامی برای تحقق عدالت در جامعه باید تلاش و کوشش کند. بنابراین حکومت اسلامی برای رسیدن به این هدف باید بصورت دقیق این اصل را در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها به اجرا درآورد.


     سازوکار لازم برای اجرایی شدن این اصل باید چگونه از سوی حکومت اسلامی ایجاد شود؟


     برای اجرا شدن این اصل چند پایه لازم است که هر کدام از این پایه‌ها سازوکارهای مربوط به خود را دارد. یکی از آن سه پایه اصلی برای اجرا شدن این اصل مباحث تئوریک و نظری پیرامون مسائل اقتصادی به‌خصوص از دیدگاه اسلامی است. از آنجا که این مباحث جزو مباحث حکومتی است لذا مباحث کلان اقتصادی در این حوزه باید مورد توجه و دقت نظر قرار گیرد.‌


     تا ما ندانیم که نظر اسلام پیرامون مباحث کلان اقتصادی چیست، تلاش برای اسلامی کردن اقتصاد و تحقق اهداف اقتصاد اسلامی، تلاش بی‌هدفی است. بدون شک، باید نظرات اقتصادی و مدیریت کلان جامعه روشن شود.


     همانطور که می‌دانید مباحث تئوریک، منطقی و چارچوب‌مند است اما در اقتصاد اسلامی بخش ارزش‌های اسلامی هم مدنظر است.


     برای تبیین این موارد نیازهایی اکنون در این بعد احساس می‌شود؟


     این بخش‌ها احتیاج به متخصصینی دارد تا پیرامون آنها به تبادل‌نظر بپردازند لذا اساتید حوزه و دانشگاه هر دو باید تلاش کنند تا در تحقق این هدف به نتیجه برسیم و بتوانیم تئوری‌هایی که منطبق با مسائل جامعه است بدست بیاوریم.


     از اوایل انقلاب ضرورت این کار روشن بوده و در ستاد انقلاب فرهنگی در دوران حضرت امام(ره) هم این نگرش وجود داشته و اکثر افرادی که هم‌اکنون در این حوزه (اقتصاد) تلاش می‌کنند از همان دوران مشغول فعالیت بوده‌اند.


     این پایه اول اگر به درستی انجام می‌پذیرفت یعنی تئوری‌های منطبق با جامعه ما و نظرات اسلامی تبیین و در مرحله بعد براساس آنها سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی می‌شد، آیا در راستای تحقق اقتصاد اسلامی به هدف رسیده بودیم؟! پاسخ به این سؤال منفی است زیرا که این هدف دو رکن دیگر هم دارد.‌


     پایه دوم بیشتر به مسایل سیاسی و بین‌المللی مربوط می‌شود.


     ما در تئوری‌های اقتصادی تمامی مسایل بالفعل جامعه را با مسایل پیرامونی مورد تحلیل و بررسی قرار می‌دهیم. برخی مسائل متحده است و پیرامون آنها آیه و روایت خاصی وجود ندارد و باید براساس قواعد اصولی تبیین گردد. بسیاری از مسایل باید صورت مسأله‌اش درست تبیین گردد.


     این مسأله علاوه بر آشنایی با فقه اسلامی و اقتصاد دانشگاهی، احتیاج به آشنایی مسایل جاری جهان و بین‌المللی ارتباط دارد.


     برای بهتر اجرا شدن و رسیدن به اهداف اسلامی با توجه به نبود نمونه مشابه چه کارهایی باید صورت گیرد؟


     از آنجا که نمی‌توانیم مسایل اقتصادی را در چارچوب کشور خود مطرح کنیم لازم است با مسائل جهان و اتفاقات سیاسی و اقتصادی که رخ می‌دهد آشنا و آگاه باشیم زیرا مسائل اقتصاد نو با جهان پیوند دارد. ما نمی‌توانیم تئوری خاصی را طرح کنیم و بخواهیم بدون در نظر گرفتن شرایط واقعی آن را در جامعه عملی سازیم زیرا که در تعاملات اصطکاک پیدا می‌کنیم.


     لذا باید یک جنبه ثانوی در مسایل اقتصادی لحاظ کنیم آن هم به خاطر شرایط بین‌المللی و جهانی و ارتباط ما با آنها و پیش‌بینی شرایط آینده که بوجود می‌آید.


     تا چند دهه اخیر هیچ‌کس در مورد مالکیت فوق اتمسفر و کرات آسمانی فکر نمی‌کرد اما امروزه این مباحث مطرح است در واقع مبحث مالکیت گسترش کیهانی پیدا کرده و باید در مورد مالکیت کیهانی نظر بدهیم. ما باید آگاه باشیم که قدرت‌های بزرگ به چه مسایلی فکر می‌کنند و در سیاست‌هاشان چه الگوهایی را برای چه اهدافی در نظر می‌گیرند و از چه شگردهایی برای زیر سلطه قرار دادن کشورهای جهان سومی تلاش می‌کنند. امروز ما به سختی می‌توانیم شگردهای آنها را کشف کنیم از جمله آنها همین شرکتهای چندملیتی است زیرا که قانون خاصی هم جایگاه برای آنها در نظر گرفته نشده است.‌


     با توجه به موارد گفته شده به نظر باید با بررسی علمی و همه‌جانبه نوآوری داشته باشیم تا بتوانیم حضور داشته باشیم؟


     با وجود این مسایل، ما یک بینش فوق‌اقتصادی لازم داریم بینش سیاسی اقتصادی تا بتوانیم مسایل روز را درست بفهمیم و برای آینده درست پیش‌بینی داشته باشیم.


     تبیین شرایط اقتصاد بین‌المللی ظرافت‌های خاصی را دارد که برای پی بردن به آن باید فنون لازم را فرا گرفته باشیم. این مسأله صرفاً کار یک استاد دانشگاه اقتصاد نیست، بلکه یک بینشی است که به عنوان پایه دوم در مسایل اقتصادی باید وجود داشته باشد.


     ‌از ترکیب تئوریهای اقتصادی اسلام و آگاهی از شرایط اقتصاد سیاسی جهان، سیاست‌های اقتصادی ما بدست می‌آید و ارتباط اقتصادی جهانی تبیین می‌گردد.


     بعد از این دو پایه آیا مشکلات اقتصادی ما حل می‌شود و اگر بالفرض تمامی کارشناسان ما هم بالاجماع به نقطه نظر واحدی برسند اقتصاد اسلامی محقق می‌گردد؟!


     این امر اصلاً محقق نمی‌شود به دلیل این‌که تاکنون در بعد نظری موفق بوده‌ایم وقتی می‌خواهیم مسایل نظری را در جامعه اجرا کنیم، در بعد عملی دچار اشکال می‌شویم زیرا که در این رابطه منافع مجریان مد نظر قرار می‌گیرد.


     به نظر با این مباحث نظری قدرت اقتصادی یکی از لازمه‌های موفقیت این نظریه باشد شما با این مسئله موافقید؟


     عده‌ای هستند که به خاطر شرایط و ویژگی‌هایی که داشته‌اند، توانسته‌اند برای خود امپراطوری‌های اقتصادی ایجاد کنند و حتی در عرصه بین‌المللی وارد شده‌اند آیا آنها حاضرند از منافع شخصی خود بگذرند؟! آیا بدون قدرت مالی، حکومت‌های اسلامی می‌توانند با جهان تعامل داشته باشند؟! ما باید به هرحال قدرت اقتصادی را به وجود آوریم اگر توانستیم تکنولوژی و نیروی انسانی را به کار گیریم و قدرت اقتصادی در عرصه بین‌المللی پیدا کنیم آن‌وقت می‌توانیم در جهان حرفی برای گفتن داشته باشیم و دیگران حرف ما را گوش کنند در غیر این‌صورت کسی به حرف ما گوش نمی‌کند.


     با این تفسیر آن دو پایه اولی که تبیین کردیم در هم می‌ریزد زیرا که این فکر تئوری‌های اقتصادی و مسایل بین‌المللی را هرطور که بخواهد تفسیر و تحلیل می‌کند زیرا که رسیدن به قدرت اقتصادی برای آن اهمیت دارد. از طرف دیگر چون در حکومت اسلامی هم این مباحث را طرح می‌کنیم به قدرت رسیدن حکومت اسلامی را در کسب قدرت اقتصادی می‌دانیم.


     به نظر نیاز به راه‌حل و یا راهکارهای جدیدی داریم نظر حضرتعالی در این خصوص چیست؟


     برای اینکه این مسأله به نحوی حل شود که در راستای تحقق حکومت عدل جهانی حضرت ولی‌عصر باشد، لازم است در دیدگاه سیاسی اسلام با تأمل، مسأله را دنبال کنیم تا راه‌حلی برای آن پیدا نماییم و این کار بسیار دشواری است.‌


     اگر بخواهیم تنها در بعد نظری تلاش کنیم و به بعد عملی آن توجه نداشته باشیم، به راحتی این امر محقق می‌شود. بنابراین باید اول درصدد این باشیم که هدف ما از طرح این موضوعات چیست. اگر به دنبال تحقق حکومت اسلامی و اقتدار این حکومت هستیم نمی‌توانیم مسایل اقتصادی را بدون در نظر گرفتن مسایل سیاسی طرح کنیم، آن هم مسایل سیاسی مبنایی، تحقق این امر بسیار دشوار است اما البته شدنی است ولی احتیاج به برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری، تلاش و کوشش جدی و مخلصانه دارد.‌


     آیا راههای دیگری در این خصوص وجود دارد؟


     یک راه هم این است که به عنوان کارشناس اقتصادی نظر دهیم و نسبت به مسایل سیاسی بی‌تفاوت باشیم.


     راه دیگر هم این است که ببینیم مسایل اقتصادی به چه سمتی می‌رود برای آن تئوری‌سازی کنیم و درواقع متخصصان این فن‌آوری باشند در دست قدرت.


     نسبت به تحقق هدف اول من چندان امیدی ندارم زیرا که در طول چندین سالی که از تحقق حکومت اسلامی می‌گذرد به افرادی که امید داشتیم تا در راستای اقتدار حکومت اسلامی تلاش کنند کاری جدی صورت نگرفته است. پایشان به قدرت که رسید خود را گم کردند. فرمانده جنگ بودند در جنگ جانشان را در دست گرفتند و جنگیدند اما بعد که پول و مقامی بدست آوردند یادشان رفت. حلال و حرام را هم فراموش کردند گفتند راهش پیدا می‌شود که تئوری برای ما بسازند و درست کنند.


     آن چیزی که خطرناک است این است که ما زحمت بکشیم و تئوری بسازیم و بعد طاغوتیان بیایند بهره‌اش را ببرند.


     هدفمان این باشد که اگر یک روز کسی گفت من نمی‌دانستم حکم اسلام چیست حجت تمام شده باشد ولی تجربه عملی نشان نمی‌دهد که خیلی طرفدار داشته باشد. (آنچه که مهم است تقوی است اگر تقوی نباشد تمام این حرفها بر باد است). شما هم اگر هدفتان این است که اقتصاد اسلامی به راه بیندازید، نمی‌توانید. از شما زرنگ‌تر وجود دارد.


     اما اگر هدفتان اتمام حجت است، خوب است. البته اما منفی‌گرا نیستیم تجربه‌اش را در زمان حضرت علی دیده‌ایم. مگر رهبریش ضعیف بود؟ چه کمبودی داشت؟ اما نشد! البته مردم ما خیلی بهتر از زمان حضرت علی هستند اما باید واقعیت‌گرا باشیم.


     چون کشور اسلامی است مردم می‌گویند اگر آن چیزی که مسئولین عمل می‌کنند اسلامی است پس نتیجه‌اش کجاست و اگر اسلامی نیست چرا نیست؟


     جواب این سؤال را مقام معظم رهبری چند سال پیش فرمودند ما در راه اسلامی شدن چندین مرحله داریم: یک مرحله انقلاب و ساقط کردن رژیم طاغوت مرحله بعد نظام اسلامی را برپا کنیم بعد دولت اسلامی را تشکیل دهیم و بعد جامعه اسلامی بسازیم، فقط 2 مرحله‌اش را تشکیل دادیم.


     ابشان از من و شما به مسائل اسلام و جامعه واردتر هستند در شرایطی بودیم که ایشان صلاح دیدند این را به مردم بگویند. امام خمینی می‌فرمودند بویی از اسلام رسیده به ما. (ما باید این را به مردم بفهمانیم آرام آرام).


     اگر اسلام به معنای کاملش بخواهد اجرا شود خیلی شرایط می‌خواهد، بزرگترین مانع خود ماییم، نخبگان جامعه. هرگاه با منافعمان نخواند بهم می‌ریزیم.


     بزرگترین آسیب ما از این نیست که کسی که آشنا به مسائل اقتصادی نیست مسئولیت‌های کلیدی اقتصادی می‌گیرد؟


     توقع اینکه مسئولین ما از 3 پایه در حد اعلی باشند، رویاست. اگر این میسر نبود باید تنزل کنیم (رها که نمی‌توان کرد) پس آنکه فرایند امتیازاتش بیشتر است آن را انتخاب کنیم.‌


     این تصور قشری‌گرایانه است و آن اینکه هر کاری را به خدا نسبت می‌دهیم و مسئولین نظام اسلامی یعنی نماینده خدا و امام زمان... هر کاری که می‌کند به حساب آنهاست. شاید دلیلش هم پا برجا کردن حکومتمان باشد.


     برای فرهنگ‌سازی و اجرایی کردن امور نیاز به چه مواردی باید مدنظر قرار گیرد؟


     من جور دیگر وارد می‌شوم. ایده‌آل این است که مسئولین فرهنگی در همه شاخه‌های فرهنگی کار کنند به صورت ارگانیستی نه جزیره‌ای، مسئله مهندسی فرهنگی.


     برای مثال در جبهه جوانانی بودند با کمال اخلاص که بعضی‌ها از اول خوب بودند و بعضی دیگر در جریان جبهه گوهر شدند. خوب جنگ تمام شد و آنها که به امید زیارت سیدالشهدا و شهادت برگشتند از جبهه، توقع داشتند جامعه را می‌خواستند همان‌طور پیدا کنند، اما نبود. نمی‌تواند آرام بگیرد. می‌رود سراغ مراکزی که احتمال می‌دهد دوای دردش باشد می‌رود می‌بیند نه خبری نیست. اما او جوینده و تشنه است. کسانی پیدا می‌شوند شیاد که ادعا می‌کنند آن چه را تو می‌خواهی ما داریم. او تشنه است و به دام می‌افتد.


     این در جامعه هست یا نه؟ بعد از جنگ این‌ها چقدر زیاد شده انواع مکتب‌ها و ادعای امام‌زمان و خداشدن... این را می‌رساند که نیاز هست و پاسخ داده نشده. وقتی دوای اصلی پیدا نشود دنبال تقلبی‌اش می‌رود.


     حالا این تقصیر کیست، پیدا کردنش به درد ما نمی‌خورد. کار ما این است که کالای اصلی را در دسترس جوان قرار دهیم تا دنبال تقلبی‌اش نرود.


     مسئله دیگر اینکه گاهی افراد مخلص هستند اما فقط در یک بُعد پیشرفت کردند و بُعد دیگرش را از دست داده‌اند به خاطر همین می‌گوییم باید ارگانیستی عمل کنیم. یک نفر مثلاً فقط سینه‌زنی می‌کند دیگر به سیاست و رفتار زن و بچه و... کاری ندارد ما چه بگوییم به او؟ مثل کسی که بهش می‌گوییم آش را با نمک باید باشد، آن وقت بردارد یک کاسه نمک را 2 قاشق آش بریزد و بخورد!‌

    منبع

    حق جو ::: جمعه 24/3/1387::: ساعت 11:33 عصر

       1   2   3      >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 2

    بازدید دیروز: 8 کل بازدید :4802

    >>اوقات شرعی <<

    >> درباره خودم <<
    ط ری ق
    حق جو[214]
    در این وبلاگ برگزیده ای از نظرات آیت الله مصباح یزدی منعکس می گردد.

    >> پیوندهای روزانه <<

    >>آرشیو شده ها<<

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    ط ری ق

    >>نمونه آثار نوشتاری <<

    نام:

    ایمیل:

     

    >>طراح قالب<<